سيد محمد حسينى شاهرودى
115
فاطمه (س) حامى ولايت (فارسى)
9 - شهيد راه ولايت اعتراض و دفاع حضرت زهرا عليها السلام پيوسته و در هر فرصتى ادامه داشت . تا آنكه جريان بيعت اجبارى از امير مؤمنان على عليه السلام براى ابابكر پيش آمد . امام عليه السلام درِ خانه را به روى خود بست و با خود عهد كرد تا قرآن را جمعآورى نكند ، از خانه بيرون نرود . ابابكر نيز گرچه به كرسى خلافت دست يافته بود ، امّا گروه عظيمى از بنىهاشم و مهاجر و انصار ، بيعتش را نپذيرفته بودند . بويژه آنكه امام على عليه السلام و جمعى از اصحاب خاص پيامبر صلى الله عليه و آله نيز با او بيعت نكرده بودند . اين موضوع آنچنان بر ابابكر و دوستانش سنگين بود كه آنان را سخت پريشان ساخته بود . غاصبان خلافت ، بطور مكرر ، امام عليه السلام را آزموده بودند كه او براى حفظ اسلام ، هرگز به جنگ داخلى اقدام نخواهد كرد . با اين اطمينان خاطر ، نقشه كشيدند تا به اجبار امام عليه السلام را به مسجد آورند . ابتدا قنفذ را براى آوردن على عليه السلام فرستادند اما نتيجهاى نبخشيد . عمر با عدهاى رجاله به خانهء على عليه السلام حمله كردند ولى با مقاومت زهرا عليها السلام مواجه شدند ، عمر درب خانه را آتش زد و ناگهان دود سياه و شعلهء سرخ از در خانهء رسالت بلند شد و فرياد زهرا عليها السلام به گوش رسيد كه مىفرمود : يا ابتاه ! يا رَسُولَ اللّه ! ولى نهتنها فريادرسى نبود كه به كمك پارهتن رسول خدا صلى الله عليه و آله بشتابد ، بلكه در ميان آن آتش و دود ، غلاف شمشير بود كه بر پهلوى زهرا نواخته مىشد . تازيانه بود كه بر بازوى آن حضرت نشانه مىرفت و فاطمه عليها السلام همچنان پدر را صدا مىزد .